

نامه من به معشوقم
نه نه نه هنوزم باورم نمیشه که تو خوای منو تنهام ذاری وبری وبهم بگی
که منو نمیخوای...*****
نه نه نه هنزم باورم نمیشه که بخوای که من تنها باشمو وگریه کنمو
حسرت بخورم......******
نگذاشتی اخرین لحظه دیدارم با تو ازت خداحافظی کنم وبهت بگم که
دوستت داشتم....******
نگذاشتی روی زیباتو ببینم وروی ماه تو ببوسم .....********
اومدی مثل یه قاصدک ناز تو دستم ورفتی مثل یه پری که یه نسیم بی مهر
تورو از من جدا کرد....****
یادته که چه خاطراتی با من داشتی نازکم.......یادته اون لبخندای قشنگتو..........
وقتی رفتی پا گذاشتی تواحساسم...پرپرم کردی با بی مهریتوفنام کردی ت
و عشقم....*****
له کردی ارزش دوست داشتنمو.....سیاه کردی بارنگ بی مهریت تو قلب
روشن وسفیدم....****
خب عزیزم یه هو رفتی از پیشم منم شوکه شدم....****ودیووووووووونه
عشق*****
حالا که رفتی برو خدانگهدارت باشه وخوش بخت باشی.......******
اما فقط من یه چیزی بگم بهت.......*****
من برات نامه نوشتمودادم به یکی از همکلاسیهامون ..گفتم بهش بگو که
علی بهت داده...
چه لحظه ای داشتم..چه نگاهی داشتم...چه آهی کشیدمو چه آخی
گفتم...*****
اون موقع که امیـــــــــــرم زنده بود بهش جریان جداشدنمو گفتم اونم
ناراحت بودوبا من گریه کرد
خدا بیامرزدش امیـــــــــــرمو تنها تکیه گاه وتنها رفیق بامرام من بود...*****
تو جاده شمال تصادف کرد وپرپر شد عشقش بخاطرش چیکار کرد.....*****
خدابیامرز امیربهم گفت:علی تحملت کو بچه شدی این چه حرکاتی هست
که تو میکنی...****
فدای سرت نکن....با تمام ناراحتیش میخواست دلداریم بده منو ولی ا
ز نگاهش دیدم که می دونست
من ناراحتم.......*****اما خب......****بهش گفتم:امیــــــــــر نامه ای
براش نوشتم که بهش بدن
امیر هم خدا بیامرز گفت خواهشم ازت اینه که دیگه بهش فکر نکن.....بیا
اروم باشو به اینده فکر کن
همه بچه ها میدونستن که تو علی(......)چقدر دوستش داشتی(.....)
خانمواما نشد دیگه تقدیر اینه...
باامیر رفتیم امامزاده صالح تو تجریش....خلاصه اون روز امیر نگذاشت که به
من بد بگذره.....
اما غافل از این بود که خودش هم میدونست که من علی اروم نمیشه وبرم
خونه تازه تمام خاطراتم
زنده میشه دوباره گریه وزاری وغم وغصه......امیـــــــــــــــر درست چند ماه
دیگه تصادف کرد ورفت از پیشم
....خب غم امیر از یه طرف وغم از دست دادن دختره از طرف دیگه منو داغون
کرد......اما یه کم تحمل کردم خیلی کم
اما هنوز که هنوزه این دوتاروفراموش نکردم ونمیکنم....نه من برای این
میسوزم که خیلی خیلی دختره رودوست داشتم....
بهش بهایی از جونم دادم که با ضربه تنها گذاشتن منو کنار زد.....اما اینو
میخواستم بگم وقتی نامه رو دادم به بچه ها پیش خودم
میگفتم:تو دختر اصلا نامه رو گرفتی یا پارش کردی یا خط خطیش کردی یا
انداختی دور..یا گذاشتی بعدا نگاهش کنی...
وقتی نامه رودستت گرفتی نمی که تو کاغذ نامه بود حس کردی میدونی
اون نم کاغذ چی بود؟من شمایی که دارید این پست منو میخونید نمیخوام
براتون این نوشته من داستان یا رمان یا افسانه باشه عین واقعیته وبدون
اغراق هستش.....دروغی نیست توش
وقتی داشتم نامه رو براش مینوشتم خیلی گریه کردم باور کنید تو حال
خودم نبودم.....اخه خیلی برام سخته خیلی......****
اینطور براش نوشتم.....


بنام عاشق عاشقا
سلـــــــــــــــام......

از عاشق به معشوق.....
من مجنون ودیوووووونه(علی)به جرم این که محکوم بودم به دوست داشتن
لیلی(.....)خانوم تاابد به تنهایی برای من تقدیر شد...
منم علی همونیکه کشته ومرده تو بود...علی عاشق که خودتم متعجب
بودی که این قدر تورودوست داشتم....یادته...
چقدر بهم گفتی دوست دارم تنهام نذار علی مگه اینو بهم نگفتی مگه نگفتی....یادته مریض بودی حالت خوب نبود اون روز یادته
من تورو چند مدت ندیده بودم به بچه ها گفته بودی علی نیست چرا نیومده.....بچه ها چی گفتن بهت گفته بودن رفته مسافرت...
راستی یه چیزی میدونی من دلم لک زده بود یه با با هم بریم بیرون بیشتر
ببینمت باهات حرف بزنم از نزدیک....دستاتو بگیرم
از روی محبت ومهری که بهت داشتم اما نشد وتونخواستی من هم بخاطر
تو گلم نازم ماهم چیزی نمیگفتم....کاش میشد...
تو اون روز بهم زنگ زدی ازم سراغمو گرفتی گفتی کجایی؟دلم یهو ریخت ب
ا حال نامساعدم اومده بودم دانشگاه اما وقتی
سراغتوازبچه ها گرفتم گقتن که نیستی...نگران شدم.....همراتو چند بار
گرفتم خاموش بود بدتر نگرانت شدم....من گفتم
راست میگی واقعایادم بودی....!!!!!گفتی اره داشتم دیونه میشدم.....بهت
گفت من کاشانم کار داشتم تو گفتی خب بهم میگفتی که
من مسافرتم چقدر ناراحت شدی از دستم...یادته اون لحظه چی بهم
گفتی:گفتی دیگه هیچ وقت تنهام نذار یادته یا نه بی معرفت...
تناه منذار وای چه حرفی زدی بهم تنهام نذار من تنهات گذاشتم اما انگار بر
عکس بود تو تنهام گذاشتی....****
حالا گذشته کاریش هم نمیشه کرد تو رفتی تو دل یکی دیگه من تنها شد
م با یه دنیا بغض وحسرت عشق از دستم رفته...***
من میرم از پیشت یعنی خیلی وقته که من رفتم از پیشت نازنینم بدون که
من علی دوستت داشتم نه بخاطر هوس نه بخاطر
چیزی دیگه نه نه نه....*****من اینطور نبودم عزیزم میدونستی...*****به
قول شعری که محسن یگانه میخوند این نفسهای
بی هدف منو زنده به گور میکنه این غصه های لعنتی منو ازخ نده به دور
میکنه اره همین بود باور کن نه برای من برای همه
اونایی که طرف مقابلشونو دوست داشتن واون طرف ولشون کرد مصداق
داشت....******
چیزی ندارم بهت بگم ...نه نفرینی دارم برای زندگیت نه آرزوی
شومی....وقتی تقدیر من برتو چدایی من بهت میگم..***
خوش بخت بشی شاد باشی فقط فقط فقط فقط بدون که یکی تا اخر
عمرش فراموشت نمیکنه هر چن اون معشوق ولیلی ..عاشق
مجنون رو ول کرد....مواظب خودت باش...ببین(....)خانم فکر کنم بهترین حرف
اینه چه موقع آشنایی وچه موقع خداحافظی
مواظب خودت باش وای چه حرف قشنگیه.....من علی...... تو رو تو قلب
خودم بایگانی کردم وچزء یادگار عشقم نگه داشتم...
کد وشماره پرونده این مساله رو برای خودم نگه داشتم...*****
بعد از نوشتن این نامه که بعد اتوسط یکی از بچه ها بهش داده
بودم....خیلی گریه کردم....میدونید اگر من هی تگرار میکنم
شاید بگین این ارزش دوست داشتن تو رو نداشت چرا همش فکرت اینه که
یادشو زنده میکنی چرا خودتو اذیت میکنی....
باور کنید برام سخته که بتونم فراموش کنم البته گفتم با مدد از ذوات مقدس
دارم این کار رو میکنم......ولی خیلی گریه کردم
تصورش فقط برای خودم قابل باور هست که این کار رو کردم....اگر
میدونستم فقط فقط یه ذره بهش سوءبدی داشتم خودمو
واقعا مستحق این جدایی میدونستم اما...!!!!!
به هر حال.....****
من تو را در نهان خود الهه ای پنداشتم که بعد از حق می پرستیدم...
من تو را معشوقه ای از لیلی اشکارا میدانستم اما
من تو را گل سرخ در باغ عشقم میدانستم که پژمرده نمیشد
اما تو من را باغبان را خمیده وشکسته دانستی وبه فنا دادی
من پرپرعشق شدمو